۱۳۹۱ اسفند ۱۱, جمعه
۱۳۹۱ اسفند ۶, یکشنبه
این همان خانهای است که روزانه چند صدملیون به سوی آن خم و راست میشوند !!!
داخل خانه ی کعبه، خانهای که میگویند خانهی خدائی است به نام الله؛ خدائی که تنها قدرتمندان میتوانند به درون خانهی او بروند.
کسانیکه در این فیلم مشاهده مینمائید، شاهزادگان سعودی هستند.
برای ساختن قندیلهائی که در این فیلم دیده میشوند از بهترین کریستالهای جهان استفاده شده و ارزششان به ملیونها دلار میرسد،.
مقدار طلای بکار گرفته شده جهت ساخت دو دروازهی آن در حدود 280 کیلو گرم با خلوص 99/99 میباشد(1).
همانگونه که مشاهده میشود این خانه دارای 3 ستون میباشد که از بهترین چوبها با تزئینهائی بسیار زیبا از طلا قرار ساخته شدهاند.
کسانیکه در این فیلم مشاهده مینمائید، شاهزادگان سعودی هستند.
برای ساختن قندیلهائی که در این فیلم دیده میشوند از بهترین کریستالهای جهان استفاده شده و ارزششان به ملیونها دلار میرسد،.
مقدار طلای بکار گرفته شده جهت ساخت دو دروازهی آن در حدود 280 کیلو گرم با خلوص 99/99 میباشد(1).
همانگونه که مشاهده میشود این خانه دارای 3 ستون میباشد که از بهترین چوبها با تزئینهائی بسیار زیبا از طلا قرار ساخته شدهاند.
۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه
۱۳۹۱ بهمن ۲۸, شنبه
هدایت مردنی نیست...
هفدهم
فوریه، ۲۸ بهمن، زادروز صادق هدایت...مردی که دههها از زمان خودش فرا تر
میاندیشید...مردی که پر بود از نفرت به آواری که در این چارده قرن به سر
این مملکت خراب شد...مردی که ریزترین اخلاق گند این ملت رجاله پرست هرزه
پرور هرجائی رو شناخت و اون رو در داستان هاش به تصویر کشید...از علویه
خانوم بگیر تا حاجی آقا...از سه قطره خون بگیر تا سگ ولگرد...از پروین بگیر
تا توپ مرواری...
مردی که نه جمالزاده تونست اون رو به درستی بشناسه، نه صادق چوبک تونست درک درستی از داستان هاش داشته باشه...مردی که هنوز که هنوزه بوف کورش رو تدریس میکنند، اما نمیفهمند...مردی که بزرگترین خیانتها رو از نسل به اصطلاح روشنفکر اون دوران و دوران بعدش دید...
مردی که از مسیر کافه رزنووار لاله زار عذاب کشید، تا خاک سرد پرلاشز...
مردی که نه جمالزاده تونست اون رو به درستی بشناسه، نه صادق چوبک تونست درک درستی از داستان هاش داشته باشه...مردی که هنوز که هنوزه بوف کورش رو تدریس میکنند، اما نمیفهمند...مردی که بزرگترین خیانتها رو از نسل به اصطلاح روشنفکر اون دوران و دوران بعدش دید...
مردی که از مسیر کافه رزنووار لاله زار عذاب کشید، تا خاک سرد پرلاشز...
برای
عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید
به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند. ------ مگر برای ما چه آوردند؟
معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات
پیشین، هول هولکی و هضم نکرده استفراغ کرده و بی تناسب بهم در آمیخته شده
است، دشمن ذوقیاتِ حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی
اقوام ملل است . دینشان را به ضرب شمشیر به مردم زورچپان کرده اند. یعنی یا
خراج و جـزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبـُریم. هر چه
پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست
بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند. ------
صادق هدایت
۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه
۱۳۹۱ بهمن ۲۵, چهارشنبه
در بابِ معجزاتِ امام رضا !!! یک داستانِ واقعی از سالهایِ نه چندان دور ...
<<یا امام رضا ادرکنی >>
در سالهایِ حدودِ پنجاه و چهار که تعمیراتِ حرمِ رضا انجام میشد در
زمانی که ولیان استاندارِ خراسان بود و هفتهای یکی دو بار برایِ
بازدید از پیشرفتِ کار به حرم میرفت.روزی که در حرم برایِ بازدید رفته
بود هیاهویی میشنود که میگویند پیرمردی کوری را آقا شفا داده و بیناییاش
را بدست آورده است.مردم عوام هم طبقِ معمول برایِ تبرک به آن پیرمرد
حمله ور شده تا تکه پارچهای از لباسش را بدست بیاورند ،که مأموران حرم آن
پیمردِ شفا یافته را از دست مردمِ وحشی نجات میدهند، ولیان خواهانِ
دیدار با آن پیرمرد میشود.این نقل قولیست از کسی که در آن جمع حضور داشته،
و شاهد آن گفتگو میانِ ولیان استاندارِ خراسان و آن مردِ شفا یافته
بوده است.وقتی پیرمرد را میآورند ولیان از او میپرسد که پدر جان چه
شفایی گرفتی از امام رضا؟؟؟ جواب میدهد که من پیرمردی کورِ مادر زاد بودم
که در این سنّ هشتاد سالگی امام مرا موردِ لطفِ خویش قرار داد و هم
اکنون برایِ اولین باریست که همه چی را خوب میبینم.ولیان میپرسد یعنی
قبلا اصلا بینایی نداشتی در این مدتِ زندگیت؟میگوید خیر.سپس ولیان از او
میخواهد بشیند روی قالی که آنجا پهن بوده و انگشتش را میگذرد رویِ رنگِ
قرمزِ قالی و از آن پیرمرد میپرسد این چه رنگیست؟ پیرمرد جواب میدهد
قرمز.همه کسانیکه آنجا بودند از خود بیخود شده و صلوات میفرستند .دوباره
ولیان انگشتِ خود را رویِ رنگِ آبی میگذرد و میپرسد چه رنگیست که باز
جوابی درست از پیرمرد میشنود.باز هم صلواتِ مردم و شورِ حسینی و چندین
رنگ را نشان میدهد و جوابی درست میشنود که در این موقع ولیان به مأمورینش
میگوید که این مردکِ شیاد و حقّه باز را ببرید استانداری تا من بیایم و
به حسابش برسم.همه مردم شاکی از این برخورد که ولیان جواب میدهد آخرای
مردمِ نادان ،اگر کسی کورِ مادر زاد بوده است چند دقیقه بعد از بدست
آوردنِ بینایی خود چطور میتواند رنگها را تشخیص دهد در صورتی که آنها را
ندیده بوده و فقط اسمشان را قبلا شنیده !؟ این یعنی شارلاتانی این پیر
مرد و بی شعوری و نفهمی و بیسوادی شما مردم ...
این هم از نادانی ما مردم و هوشِ بالایِ جنابِ ولیان استاندارِ وقت خراسان...
اجرِ همگی با امام رضا...
نتیجه
اخلاقی:
کسانی که از راه دین و عوام فریبی نان میخورند, هرز گاهی چنین
صحنههایِ مردم فریب را میآفرینند که همچنان عوام را در جهل و باورمند به
این خرافات نگهدارند تا بتوانند همیشه خرِ مراد را سوار باشند... آیه
پنجم - سوره ششم
امام نقی



